Page 22 - فصلنامه فرهنگی خبری - شماره چهاردهم
P. 22
شماره چهاردهم :زمستان 1400
روب هرو و در موضوعاتی که قابل بحث و گفتگو است ،به آماده تمشیت و همراهی با کرسیهای ایرانشناسی و با بنیاد ایرانشناسي
چارهاندیشی بپردازند .همچنین درخصوص ارسال منابع به اسلامشناسی در دیگر کشورها را دارد .ایشان در پایان
هند ،با توجه به مشکلات ارسال فیزیکی کتب و مجلات، تمرکز صرف بر روی زبان فارسی -به رغم اهمیتی که
فصلنام های دیجیتالی با عنوان «فصلنام ه دستاوردهای دارد -را با مخاطراتی همراه دانست ،چرا که ایران و
علمی جها ن ایرا نشناسی» در معاونت اطلا عرسانی و هند دارای مشترکات فرهنگی زیادی حتی از دوران
همکار یهای علمی و بی نالمللی بنیاد ایرا نشناسی تدوین پیش ایرانشهری -یعنی دوران پیش از تاریخ -هستند و
م یشود که شماره دوم آن به ایرا نشناسان و ایرا نشناسی ارتباطات و تعاملات گسترده فرهنگی از هزاره چهارم
در هند و شخصیت ابوریحان بیرونی م یپردازد و قابل پیش از میلاد میان ایران و شبه قاره -بهعنوان مصادیق
استفاده و دسترسی برای تمام پژوهشگران و ایرا نشناسان نخست فرهنگ و تمدن بشری -برقرار بوده و توجه ویژه
خارج و داخل از کشور است. به این قِسم موضوعات نیز باید در رأس قرار گیرد.
دکتر جهانگرد درخصوص ایرا نشناسی در هند به در این نشست آقای جلال یکیاسری به جریان ناپایدار
سه بزنگاه تاریخی اشاره کرد -۱ :دوره همزیستی ایران و و آسی بزننده «واژگان بر ساخته ،جعلی و َدساتیری» که
هند؛ -۲دوره تاریخی مهاجرت پارسیان به هند؛ -۳دوره آغازش در هند بوده و دامن هاش در ایران نیز پیدا شده،
صفویه که سه دوره برجسته تعاملات فکری ایران با هند پرداخت .ایشان ضمن توصیف زبان فارسی ب هعنوان زبان
هستند .بنابر گفته ایشان در دوره همزیستی پس از جدا ذوق و عشق ،زبان حال و مقال و زبان طریقت و عرفان
شدن این دو قوم ،پارسیان به هند مهاجرت م یکنند و تحت ایرانی ،چنین بیان کرد :آنچه باعث نازش ایرانیان در میان
تأثیر ادبیات اوستایی ،اساطیر و ادبیات مشترکشان با هند تمد نهای جهانی است و باعث شده تا بزرگانی همچون
تغییر م یکند .شاخه هندی نیز که به سند و سپس به نواحی مولوی ،خیام ،سعدی و حافظ را به کاروان فرهنگ و تمدن
شرق یتر مهاجرت م یکند ،تحت تأثیر «فرهنگ ودایی» بشری تقدیم کنیم ،زبان فارسی است .یکی از آسی بهایی
اساطیر دیگری را م یپذیرد .اما این ریشه مشترک همیشه که به زبان فارسی زده شد و دامنه تبعاتش هنوز برجای
حفظ م یشود و امروزه سبب شده تا هند یها فرهنگ ایرانی است ،جریان پیرایش زبان فارسی از واژگان دخیل ،ب هویژه
را جزئی از فرهنگ هندی دانسته و در واقع زیر مجموعه زبان عربی است که در قرن دهم هجری همزمان با دوره
فرهنگ هندی قلمداد کنند و استقلال آ نرا زیر سئوال ببرند شاه عباس صفوی در ایران و اکبرشاه گورکانی در هند
رقم خورد که متأسفانه چون درست مدیریت نشد ،راه
که این موضوع م یتواند محل بحث و بررسی باشد. به انحراف برد .این اتفاق که دغدغه درست و بجایی بود
در باب ایرانشناسان برجسته هندی تعدادی از آنها اما در مقطعی از تاریخ از مسیر اصلی جدا شد و از هدف
از میان جمعیت ۶۹هزار نفری پارسیان هند هستند که
عمدت ًا در بمبئی ساکن بوده و به منابع و کتابخان ههای اصل یاش بازماند.
خوبی دسترسی دارند و زمینه همکاری با آنها با بنیاد دکتر میردامادی ضمن تقدیر از سخنرانان بابت ارائه
ایرانشناسی میتواند فراهم باشد .در باب دوره صفویه مطالب ارزشمند خود چنین بیان کرد :شایسته است پس از
باید گفت که بیشترین تحقیقات انجام شده است و این ،جلسات علمی ترتیب داده شود و همچنین با همکاری
مطالعات مربوط به ایران قبل از اسلام بیشتر از سوی رایزنی فرهنگی ،ایرا نشناسان ایرانی با ایرا نشناسان هندی
20